Bassak-Nejad S, Rahimi H, Zargar Y, Majdinasab N. Effects of stress management training based on cognitive-behavioral therapy on chronic fatigue and coping strategies in multiple sclerosis patients. Mod Care J 2013; 10 (3) :165-172
URL:
http://mcj.bums.ac.ir/article-1-518-fa.html
بساک نژاد سودابه، رحیمی هانی، زرگر یدالله، مجدی نسب نسترن. تأثیر آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی-رفتاری بر خستگی مزمن و سبکهای مقابله در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس. مراقبت های نوین. 1392; 10 (3) :165-172
URL: http://mcj.bums.ac.ir/article-1-518-fa.html
1- استادیار گروه آموزشی روان شناسی بالینی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه شهید چمران اهواز. اهواز، ایران
2- هانی رحیمی، دانشجوی کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه شهید چمران اهواز. اهواز، ایران. تلفن: 09371008658 پست الکترونیک: hani.psy86@yahoo.com
3- دانشیار گروه آموزشی نورولوژی، دانشکده پزشکی دانشگاه شهید چمران اهواز. اهواز، ایران
چکیده: (260 مشاهده)
زمینه و هدف: بیماری مولتیپل اسکلروزیس (ام اس) یکی از انواع بیماریهای میلینزدای سیستم عصبی مرکزی است که مبتلایان با خستگی و مشکلات ارتباطی مواجه میشوند. مطالعه حاضر با هدف تأثیر آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی-رفتاری بر خستگی مزمن و سبکهای مقابله در بیماران مبتلا به ام اس انجام شد. روش بررسی: این مطالعه از نوع کارآزمایی مداخلهای شاهددار بر روی 36 بیمار مبتلا به ام اس انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه بیماران مبتلا به ام اس، عضو انجمن ام اس شهر اهواز بود که پس از پاسخگویی به مقیاس خستگی Krupp ، 36 نفر از بیمارانی که نمره آنها بالاتر از نمره برش (بالاتر از 36) بود، انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه 18 نفری شاهد و مورد تقسیم شدند. سپس هر دو گروه پیش از جلسات مداخلهای به مقیاس سبکهای مقابل ه Andler و Parker پاسخ دادند. پایایی پرسشنامه با استفاده از Cronbach Alpha 87/0 به دست آمد. آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری، طی ده جلسه به گروه مورد مداخله ارائه شد و گروه شاهد هیچ مداخلهای دریافت نکرد. دادهها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS ویرایش 16 و تحلیل کوواریانس در سطح معنیداری 05/0 > p تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها: میانگین نمرات خستگی مزمن، سبکهای مقابله مسئلهمدار، هیجانمدار و رویآوردن به اجتماع در دو گروه قبل از مداخله تفاوتی نداشت. میانگین نمره خستگی مزمن در گروه تجربی قبل از مداخله 19/8 ± 75/46 بود که پس از پایان جلسات آموزشی به 55/9 ± 75/31 کاهش یافت (001/0 p< ). میانگین نمره سبکهای مقابله مسئلهمدار و رویآوردن به اجتماع بعد از مداخله به ترتیب به 19/6 ± 25/67 ( 001/0 > p ) و 01/3 ± 50/27 ( 001/0 > p ) افزایش یافت و سبک هیجانمدار بعد از مداخله به 46/6 ± 25/37 کاهش نشان داد ( 001/0 > p ) ، اما تفاوتی بین میانگین نمره سبک مقابله اجتنابی قبل و بعد از مداخله مشاهده نشد. نتیجهگیری: آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری موجب کاهش خستگی و اصلاح سبکهای مقابلهای در این بیماران میشود، اما در کوتاهمدت نمیتواند سبک مقابله اجتنابی آنان را اصلاح کند و نیازمند برنامههای آموزشی طولانیمدت هستند تا بتوانند ارتباط بیشتری با جامعه و خانواده برقرار کنند و از اجتناب پرهیز کنند.
نوع مقاله:
پژوهشي |
دریافت: 1404/11/5 | پذیرش: 1404/11/6 | انتشار: 1404/11/6